شاید یه روزی منم رسیدم نه؟! ببین منطقی باشیم الآن به نقطه‌ای رسیدم که مامان و بابام خیالشون مطمئنه و شاید الآن بتونم کار خودمو بکنم. ببین الآن خرده‌چیزهاشم واسه‌ی شروع دارم نه؟ [فکر کنم البته!]. من علاوه بر این شخصیت واقعیم، همیشه یه شخصیت مجازی‌ام داشتم. می‌دونم شروعش عجیب و سخته! و خیلی احتمال داره با شکست مواجه بشه ولی حداقل شروعش کردم. نمی‌دونم! هم امیدوارم و میگم شاید بشه و هم ناامیدم میگم چی پیش خودت فکر کردی؟!