امروز رفتیم بیرون برای اینکه رنگ‌ها رو عوض کنیم، بعد توی راه یه خانم‌ای مارو گرفت و عکس دخترشو بهمون نشون داد و گفت دختر منم فرهنگیانه و اینا و برید پیجشو فالو کنید و ما هممون گرخیدیم. تازه می‌گفت بیاید خونمون و فلان. من داشتم جر می‌خوردم از خنده.
-من قرار بود پولامو نگه دارم ولی هم برای فاطمه کادو گرفتم و هم برای خودم چیز میز خریدم.