رفتم به مامان گفتم که چمه و گفت بیا بریم دکتر و مثل همیشه خونه رو گذاشتم رو سرم که من دکتر نمیام. بعد یه لحظه به خودم دیروز رو یادآوری کردم و دیدم چقدر الکی میترسیدم و خیلی عادیه این چیزها. برگشتم و گفتم بیا بریم دکتر و واقعاً چیزی نشد. هرچند مامان بهم گفت دیدی چیزی نبود و تو خیلی لوسی که منو با خودت کشوندی! باید برای خودم ارزش قائل بشم و اعتماد به نفس داشته باشم.
+پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۰۱ 10:21