مامانم یه‌طوری دنبال جمع و جور کردن جهیزیه‌ی منه که کسی ندونه فکر می‌کنه خواستگارام پشت در صف کشیدن. آدم معذب میشه. نمیدونه قرار نیست کسی از من خوشش بیاد؟:)))