از ساعت ۷ تا حالا رفتم آموزش پرورش خراب شده. مرتیکه تو اتاقش لم داده، بعد می‌گه من جلسه دارم. می‌گم آقای محترم، یه لحظه بیا بیرون کار منو راه بنداز، هنوز که جلسه بی‌صاحاب شدت شروع نشده. می‌گه نه دارم با سیستم کار می‌کنم، برو نیم‌ساعت منتظر بمون. رفتم پیش یکی دیگشون، می‌گه فکر می‌کنی بالاتر شدی. بعد طرف فکر کرده بود افتادم. وایساده بود قصه امتحان خودشو برام تعریف می‌کرد. یعنی می‌خواستم دهنشو جر بدم. حتی قسمت متوسطه دومم رفتم، می‌گه حالا اعتراض بزنی کمتر میشه. مرد حسابی نظرتو بذار جیبت. تا بعد از گلی معطلی، این مجیدِ گشاد از پشت سیستمش وخساد، اونجا هم ما رو کلی تو اتاقش معطل کرده، با گوشی بی‌صاحابش حرف میزنه. مرتیکه ملعون، اومدی اداره کار بکنی. بعد این یارو حتی نمی‌دونست امتحانات ما نهایی‌عه. تا یه برگه بده پر کنم دهنمو سرویس کرد. وقتی رئیس سنجش اینجا این آدمه، اون بالایی‌هاش چی‌ان. یه مشت آدم مثل همینا برای ما تصمیم می‌گیرن، نابودمون می‌کنن. امیدوارم هیچ‌کس پاش به اداره و همچین آدم‌هایی گیر نیفته.