من حقیقتاً تا حالا کسی رو نداشتم که تمام اتفاقات، حتی پوچ‌ترین و کم اهمیّت‌ترینشون رو براش تعریف کنم. یعنی خیلی دوست داشتم که همچین آدمی وجود داشته باشه امّا بقیه رفتارشون یه‌طوری بود که بهم اون حس راحتی و امن بودن رو نمی‌دادن. برای همین توی بیشتر روابط من شنونده بودم و کسی به حرف‌هام توجه نمی‌کرد‌. تا حدودی خودمم آدمی‌ام که با به هرکسی چیزی رو نمی‌گم؛ ولی من یه موردِ استثنا دیدم که می‌تونم راجع به هر چیزی، از ترک دیوار تا مسائل عمیق صحبت کنم و اون آدم انقدر پایه‌ست که واقعاً توی همه‌چیز همراهه. توی تمامِ خنده‌ها، گریه‌ها و بالا و پایینی‌ها هست و حس امن بودن میده. حقیقتاً تنها آدمیه که انقدر منو می‌فهمه و یه منبعِ تمام نشدنی از خوبی‌هاست!🌱

-اکبر قشنگه نه؟!