4121
یه سری از مشکلات و دغدغهها رو میبینی، بعد با تمام وجودت درکشون میکنی؛ چون توام یه زمانی اینها رو گذروندی. مثلاً یه سری از دغدغههای همسنهامو من خیلی وقته گذروندم و میشه گفت تا حالا دیگه باهاشون کنار اومدم. میدونی اینکه یه سری چیزها رو خیلی زودتر از سنت بفهمی، خیلی عجیبه. یهو به مشکلات بقیه که نگاه میکنی، میبینی تکتکشون رو میفهمی و درک میکنی. شاید واقعاً غیرمنطقی به نظر بیاد ولی اون روز که ریحانه ازم پرسید، بچگیت بهتر بود یا الآن؟! میخواستم بگم دوتاش از نظر من یهطور بود. همونقدر که اون موقع میفهمیدم، الآن هم دارم میفهمم.
یه سری از حرفها رو که بزرگترها بهم میزدن رو نمیفهمیدم ولی الآن میفهمم؛ چون درک هر چیزی یه سنی لازم داره.
+دوشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۸ 12:47