امشب خانوادگی رفتیم پیاده‌روی. بعد اینجا در حالت عادی، شهر ارواحه؛ چه برسه به ساعت ۱۰، ۱۱ شب. یعنی هر کس رد می‌شد یه طوری نگاه می‌کرد. ولی خب خیلی باحال بود. دیدی با کسی میری مسافرت باهاش راحت‌تر میشی؟ حس می‌کنم خیلی با عمه و شوهر عمه اخت شدم. شوهر عمه می‌گفت می‌خواید بچه‌ها رو ما ببریم؟ گفتم یا همه هیچ‌کس!:)))