امشب؛
سکوت، جیغ می‌کشد،
شاید هم جیغ، سکوت می‌کند.
تاریکی چشمانم را کور می‌کند؛
شاید هم کوری، چشمانم را تیره و تار.
فقط می‌دانم،
من در تناقضِ این شبِ بلند،
به کوتاهی یک قصّه، تمام می‌شوم.