یه سری از آدمها باعث می‌شن کور بشی، بعد که برن می‌فهمی چقدر آدم دیگه جز اون هست. دیگه وقتی اون رو نداری به هر دری می‌زنی و تویی که به هیچ‌کس جز اون محل نمی‌دادی، با همه خوب می‌شی. می‌فهمی چقدر آدم دوستت داشتن و تو به خاطر همون یه نفر پسشون زدی. چقدر به خاطر اون آدم، بقیه رو با خودت دشمن کردی و حالا چی؟! تو یه مقصرِ منفوری که از هر دو طرف طرد شده. کاش دیگه سراغتو از من نگیرن. نمی‌تونم بگم اونی که همیشه باهام بود، یه شبه سپردمش به باد! من بعد از تو سنگ نشدم، اتفاقاً شدم آب روونی که خیرش به همه می‌رسه.