4006| مسطورِ هفتم.
_ چی میگفت؟!
زنگ زده بود بگه چی گذرونده. میخواست بگه تا من اونطوری نشم.
_ خب؟!
گفت نذار انگیزت برای هدفهات بمیرن، نمیدونست انگیزم برای زندگی کردن مرده.
_ چی بهش گفتی؟!
حرفهاشو میفهمیدم امّا نتونستم بهش بگم که دیگه دیر شده و من توی این باتلاق خیلی وقته که غرقم. بهم میگفت افسرده میشی.
_ چرا میخندی روانی!
گفت زندگی بدون رویا بیمعنیه. میدونی چی گفتم؟!
_ چی گفتی؟!
گفتم زندگی بدونِ رویا خاکستریه و میدونی چی دیدم؟!
_ زندگیِ خودتو؟!
دقیقاً! زندگیِ خودمو...
+شنبه ۱۴۰۳/۰۲/۱۵ 0:28