امروز قابلیت اینو داشتم پاشم سر اینکه بازم امتحان دینی گذاشتن برامون خودمو جر بدم. واقعاً تلاشم رو کردم که حداقل تا عید امتحان نداشته باشیم ولی کسی گوش نداد. قشنگ حس می‌کردم بین کلی شلوغی دارم یه نفر رو صدا میزنم ولی اون متوجه نمی‌شه. زنگ فنون واقعاً عجیب بود! دخترش عاشق شده بود. اولاً که دختره به مامانش گفته بود و دوماً مامانش درکش می‌کرد و سعی می‌کرد شرایط رو براش هموارتر کنه. اینطوری بودم که زندگی شما واقعاً خیلی با ما فرق داره. ما توی این شرایط نه تنها هیچ کمکی از طرف خانواده نمی‌شد بهمون، بلکه شاید خودشونم یه مشکل دیگه می‌شدن. کلی از عشق و دوست‌داشتن و اینها صحبت کرد و من به یه نقطه نگاه می‌کردم و می‌گفتم کاش من هیچ‌وقت عاشق نشم. می‌گفت عاشق شدن مال الآن نیست، الآن اگه عاشق بشی تمومی:))) به قول -د- پولدارها حتی مشکل‌هاشونم باکلاسه. در نتیجه فقط پول مهمه. پول باشه حتی عشقم قشنگه.