دیشب عذاب کشیدم. یه خوابِ دروی وری دیدم‌. انقدر خوابِ زنده بود برام که هنوز حسش می‌کنم، اعماق وجودم درد می‌گیره. هم تو خواب زجر کشیدم، هم وقتی بیدار شدم. چشمامو باز کردم، داشتم می‌مردم. دلم می‌خواست یکی رو بغل کنم و گریه کنم. حتی قیافه‌ی طرف هم هنوز توی ذهنمه‌، بهش فکر می‌کنم می‌گرخم.