همیشه می‌گم که کاش وقتی کسی میاد توی زندگیم، از من بی‌احساس‌تر و بی‌ذوق‌تر باشه. من دوست ندارم اونی باشم که سرده و با هربار بی‌احساس بودنش، طرف رو می‌رنجونه. همینطوریش آدمی‌ام که مثل سنگ می‌مونه و بلد نیست چجور احساساتش رو بروز بده. دست من نیست. مگه سنگ بودنِ سنگ، تقصیر خودشه؟ دوست ندارم کسی رو ناراحت کنم. اونطوری حداقل اگه طرف از من سردتر باشه، فقط من ناراحت می‌شم که اونم عادت می‌کنم یا شاید هم عادت کردم.
یکی از دلایل اینکه از آدمها دور می‌شم اینه که دوست ندارم بهشون آسیبی بزنم.