‌وای از وقت‌هایی که احساساتم بهم غلبطه می‌کنن، بدم میاد. از اون شب‌هاست که خودم رو به چوخ سگ می‌دم. می‌خوام با یکی حرف بزنم، بعد می‌دونم که حرف بزنم با کسی شرف خودمو می‌برم. حرف هم نزنم متلاشی می‌شم. دلم می‌خواد یکی بیاد بهم بگه که دوستم داره. شدیداً به این جمله نیاز دارم. وقت‌هایی که حالم بده، چرت و پرت زیاد می‌گم. باید دستمو ببندم یه چیزی نگم که بعد اورثینک کنم بابتش. حالوم بد.