3584| دارم نابود میشم.
خوشم نمیاد خودم رو به زور جا کنم. ترجیح میدم بشکنم ولی غرورمو زیر پا نذارم. من با تمام وجودم بهت محبّت میکنم، بدون هیچ توقعی چون دوستت دارم ولی هیچوقت محبّت از روی ترحم و عذاب وجدانت رو نمیخوام. شاید دارم اشتباهترین کار ممکن رو انجام میدم ولی از درون نابود میشم ولی موقعی احتیاج به بغل دارم سمت کسی نمیرم. دوست دارم سرم رو روی شونهی کسی بذارم امّا این کار رو نمیکنم. دلم میخواد دست کسی رو بگیرم امّا این کار رو نمیکنم. از محبّتها حالم بهم نمیخوره امّا اینطوری نشون میدم. میگم از زندگیم برو بیرون بود و نبودت برام مهم نیست ولی از درون التماست میکنم که پیشم بمونی. دارم از دوست داشتنت دیوونه میشم ولی حتی نمیتونم به زبونش بیارم. بعضی وقتها حس میکنم به خاطر همینهاست که قیدم رو میزنن. انقدر خستم که هر انتقادی ازم بکنی و بگی چرا اینطوریای میزنم تو دهنت و میگم ناراحتی گمشو ولی اینطوری نیست. کاش خودشون بفهمن که من در بیان احساساتم ناتوانم. کاش خودشون بفهمن من چی میخوام و چه حسی دارم.
به هر کی میگم من هیچکس تو زندگیم نیست و کسی رو دوست ندارم باور نمیکنن:)))