3521| قوی باش، ما میتونیم.
باز شروع شد.
ترس از دست دادن آدمها هیچوقت اجازه نداده که حرفم رو قاطع به کسی بزنم، نشده به کسی بگم ازت ناراحتم، نشده قهر کنم. تا میام یه حرفی به کسی میزنم، قلبم درد میگیره و تا ابد میخوام بابتش عذابوجدان داشته باشم. وقتی یکی رو ناراحت میبینم، خودم صدبرابرش ناراحت میشم. وقتی خودم دلیل ناراحتی کسیام، دیگه دوست ندارم زندگی کنم. بعضی وقتها میگم کاش وجدان نداشتم. کاش انقدر ترسو نبودم. کاش انقدر نمیترسیدم که آدمها رو از دست بدم. کاش قلب نداشتم. من از خودم و اشتباهاتم خیلی خستم. فقط خودمم که انقدر خودم رو اذیت میکنم.
چند روز پیش که داشتم وبلاگم رو میخوندم گفتم عجب آدم چسناله کنی هستی. و آره کلاً یه مدلهایم که تحملم خیلی سخته. خودمم از اینکه انقدر شکنندم و تا تقی به توقی میخوره ناراحت میشم و بهم میریزم بدم میاد.
+چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۲۶ 18:43