امروز سر صف نرفتم و نشستم توی کلاس. کلاً هر روز یه عده از بچه‌ها نمیرن سر صف. بعد از شانس من، امروز معاونمون اومد دم کلاس و گفت نمره انضباطتون رو کم می‌کنم. رفتیم سر صف. اینطوری بودم که لعنتی من هر روز می‌رفتم سر صف، همین امروز که نرفتم باید بیان دم کلاس؟! بعد از صف معلم پرورشیمون گفت برای چی نیومدی صف؟! گفتم خانم شما که شاهد بودی من همیشه حضور داشتم. گفت تو که می‌دونی بدشانسی از این کارا نکن. بعد زنگ تفریح رفتم به بابا زنگ بزنم که ساعت آخر کلاس ندارم و خودم میام. گفتم می‌تونم زنگ بزنم؟ گفت نه! بعد رو به کرمی کرد و گفت بی‌انضباط شده، امروز نیومد سر صف. بعد گفت تو باید اونا رو راهنمایی کنی بگید بیاید بریم صف. گفتم متوجه نشدم و اینا. بعد کرمی گفت هیچ عذری از تو پذیرفته نیست. هفته بعدی می‌خوام از شنبه تا چهارشنبه سر صف ببینمت. بچه‌ها می‌گفتن مدیر گفته کلاستون دیگه خیلی بی‌انضباط شده خودتون رو جمع کنید.
معلم تاریخمون خیلی‌خوب درس می‌ده. امروز پاره شدیم از خنده.
هفته‌ی مزخرفی بود، این هفته.