یه مدتیه که نیاز دارم حرف بزنم ولی نمی‌تونم کسی رو پیدا کنم. نمی‌خوام سراغ آدمها برم. دیگه نمی‌تونم بهشون اعتماد کنم. نمی‌خوام جوگیر باشم و بعد از کلی حرف، تا ابد خودخوری کنم که چرا دوباره حرف زدم؟! خسته شدم بس که با خودم حرف زدم. انقدر این مدت تحت فشار قرار گرفتم که یهویی وسط جمع با خودم بلند حرف می‌زنم، یهو همه مات و مبهوت نگاهم می‌کنن و مجبور می‌شم بیشتر از قبل برم تو لاک خودم. حس می‌کنم باید برم پیش یه روانشناس و تا می‌تونم براش حرف بزنم. اصلاً دلم می‌خواد یه نفر رو پیدا کنم و تا می‌تونم براش حرف بزنم و بعد بکشمش. تف تو این زندگی که حتی یه نفرم ندارم که باهاش حرف بزنم. حتی یکی نیست بگم بیا باهم بریم بیرون.‌ حتی یکی نیست بهم پیام بده دیگه چه برسه به کسی که دلش برام تنگ بشه. تو یه مودی‌ام هم دلم می‌خواد یکی باشه، هم دلم نمی‌خواد کسی باشه. فقط امیدوارم این مود چسناله‌طورم هر چه زودتر تموم بشه...